مصاحبه کارآفرینی دانشگاه  با آقای دکتر روستا آزاد سال 88


س: آقاي دکتر لطفاً خودتان معرفي کنيد و در مورد فعاليتها و سوابق اجرايي خود توضيح دهيد؟

من متولد سال 1340 و دانشجوي سال اول دانشگاه صنعتي شريف در سال 58 هستم. در سال اول هنوز مکانيک سيالات را نگذرانده بودم که در جهاد دانشگاهي در پروژه‌ي سازمان انتقال خون در خصوص تصفيه پساب الکل مشاركت نمودم. اين پروژه روتامتر بالاي برج را با مطالعه کتاب سيالات طراحي کردم و ساختم. در حال حاضر که 27 سال از آن زمان گذشته ‌هنوز اين دستگاه در حال کار کردن مي‌باشد. اين اولين خاطره‌ي من در زمينه‌ي کارهاي فني بود. زماني که در سال دوم بودم با تعدادي از دوستان تصميم گرفتيم کاري را ايجاد کنيم و در واقع کارآفريني انجام دهيم. در آن زمان چسب به صورت مايع وجود داشت ولي نوار چسب نبود. ما تصميم گرفتيم آن را توليد کنيم، يعني؛ رل پلاستيک را با يک سيستمي تبديل به نوار چسب کنيم. پروژه‌ي ديگري که در آن زمان پي‌گيري كرديم بازيابي لاستيک‌هاي مستهلک بود. در همان زمان يکي از هم دوره‌اي‌هاي ما در بالکن خانه‌ي خود تأسيسات پالايش و تقطير را ايجاد کرده بود. يکي از کارهايي که ايشان ‌همان زمان انجام داد، اختراع شامپو فرش براي اولين بار در ايران بود. اين روحيه‌ي کار و کارآفريني را در چند تا از هم دوره‌اي‌هاي خودم ديدم. اين مطالب را براي اين عرض کردم که توضيح دهم دانشجوي ما بايد اين چنين برخورد کند. به خصوص دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف بايد از روز اول که وارد دانشگاه مي‌شود به فکر ايجاد کار و خلاقيت باشد. شما وارد دانشگاه مي‌شويد که پايه‌ي تئوريک خود را قوي کنيد. شما بايد انگيزه‌اي در وجودتان باشد تا دانشگاه کمک کند در غير اين صورت کسي که‌ انگيزه ندارد دانشگاه به ‌او کمک نمي‌کند. به نظر من بحث کارآفريني اصل است و در واقع اولين اصلي است که ما بايد در همان ترم اول به دانشجو آموزش دهيم. دانشگاه به‌هر دليلي براي شخصيت و روح دانشجو برنامه ندارد اما براي فکر و پرورش فکر آن برنامه دارد. بنابراين دانشجو بايد فوق برنامه‌هايي مانند ورزش، هنر و برنامه‌‌هاي معنوي براي خود طرح نمايد. دانشگاه ‌امکانات را فراهم مي‌کند اما برنامه ندارد. بيشتر بحث علمي وجود دارد. فکر دانشجو را مجهز مي‌کند که بتواند در دنياي مادي بهتر طراحي و عمل کند اما در دنياي معنوي دانشگاه حداکثر دروس معارف را دارد که به بهترين صورت هم عمل نمي‌کند. دانشگاه بايد در خصوص مسائل فرهنگي و خلاقيت برنامه‌ريزي کند، ولي دانشجويان نمي‌توانند معطل باقي بمانند خودشان هم بايد فعاليت داشته باشند. زماني که تحصيلات ليسانس را تمام کردم دوران جنگ بود. در همان زمان به فعاليت‌هاي پدافندي مشغول شدم و در همان دوره با کربن اکتيو آشنا شدم که ‌اهميت آن در توليد ماسک رزمندگان و نيز مصرف در صنايع بود. تحقيقات را در اين زمينه‌انجام داديم و بعد از اين مرحله به سمت کار در صنعت رفتيم. به‌اين ترتيب پايلوتي را در حوالي کرج ساختيم. با توجه به گسترشي که اين طرح داشت در حال حاضر يک کارخانه‌ي توليدي مي‌باشد. بعد از آن به عنوان عضو هيات علمي در دانشگاه مستقر شدم. از همان روز اول هم در دانشگاه و هم بيرون از آن مشغول شدم. در بسياري از شرکت‌ها مشاور هستم و طراحي و ساخت انجام مي‌دهم. به عنوان نمونه کارخانه‌ي دارويي را طراحي و ساختم. در بعضي از موارد هم مدير پروژه‌ي کارخانه‌هاي صنعتي بودم. اکثريت پروژه‌ها را در اين 13 سال گذشته بنده تحت عنوان پروژه‌هاي کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکترا را تعريف کردم. پروژه‌ها نوعاً با پشتوانه‌ي بيرون و براي ساخت يک خط توليد کالا بوده. در حال حاضر در يك تيم پژوهشي قصد داريم دانش فني ازدياد برداشت نفت به روش بيوتكنولوژيك را توسعه داده و آن را در مسجد سليمان اجرا کنيم. قصد داريم به دنيا ثابت كنيم که ما توان چنين کارهايي را داريم. با توجه به ‌اينکه من دوره‌هاي فوق ليسانس و دکترا را در خارج از کشور گذرانده‌ام به جرأت مي توانم بگويم کارهايي در ايران انجام مي گيرد كه در آنجا انجام نمي‌شود. من به ‌اين نتيجه رسيده‌ام که در کشور خودمان بهتر ميتوانم خلاقيت و کارآفريني داشته باشيم .

 

س: شما به عنوان يک شخصيت علمي و فني در زمينه‌ي‌همکاري با مراکز علمي تحقيقاتي متد خاصي را تعريف کرده‌ايد؟

اولين چيزي که مي‌توانم ذکر کنم اين است كه مسئله‌ي ارتباط صنعت با دانشگاه‌احتياج به‌يک نهاد دارد تا سيستماتيک کار کند. براي نهادينه کردن اين ارتباط آن احتياج به تعدادي افراد کليدي است که به عنوان قهرمانان اين ارتباط باشند. در حال حاضر اين ارتباط ضعيف است و بايد فردي در اين جايگاه قرار گيرد که در زمينه‌ي مسائل تحقيقاتي و صنعتي قوي باشد. نه در ايران بلکه در تمام دنيا اين چنين است. به عنوان نمونه در آمريکا، کانادا، آلمان و روسيه‌ كه بنده شخصاً اطلاع دارم وضعيت اين چنين است. در هر کجا اگر اين قهرمانان ارتباط صنعت با دانشگاه حضور داشته باشند کار را پيش مي‌برند. براي اين منظور بايد اينگونه ‌افراد را شناسايي کنيم و در اين منصب قرار دهيم. خوشبختانه در دانشگاه دفتر ارتباط با صنعت و معاونت پژوهشي وجود دارد، اما بايد تقويت شوند. معاونت پژوهشي بايد يک فضاي پژوهشي ايجاد کند که براساس آن پروژه‌هاي کارشناسي ارشد و دکترا تعريف شود. در حال حاضر در دانشگاه صنعتي شريف افراد باتجربه وجود دارد که منشاء اثرات بسيار خوب هستند. بايد قدر کساني که عضو هيأت علمي دانشگاه‌هستند و بيرون از دانشگاه هم کارهاي عملياتي انجام مي‌دهند را بدانيم. بعضي از اين افراد هم از دانشگاه رفته‌اند ولي مي توان از آنها به عنوان حلقه‌ ارتباط دانشگاه با صنعت در قالب تعريف پروژه‌هاي محوري استفاده کنيم.

 

س: آقاي دکتر لطفاَ در مورد فعاليتهاي توليدي خود بيشتر توضيح فرمائيد؟

پيشينه‌ي کارخانه‌ي کربن فعال كه بنده تأسيس كردم به دوره كارشناسي برمي‌گردد. که در آن زمان کشور در حال جنگ بود و احتياج به مواد جاذب عوامل شيميايي، ماسک، لباس و غيره داشت و در واقع عامل اصلي تأسيس اين کارخانه پدافند بود. حدود 20 سال طول کشيد تا اين پژوهش‌ها تبديل به‌يک کارخانه شود. در مورد اين تجربه، ‌ابتداي کار با اشتياق و خلاقيت شروع شد و کار را ادامه داديم.

 

س: نظر شما در مورد ايده‌ي تأسيس شرکت‌هاي دانشجويي در مرکز رشد و فناوري چيست؟

طرح اين ايده باعث خوشحالي است و من مطمئن هستم که مي‌تواند موفق باشد اما به نظر من هنوز قوام ندارد. در اين رابطه منابع مالي و پشتيباني بايد وجود داشته باشد و منابع فکري ايده‌ها و هدايت آن نيز بايد ايجاد شود. به عنوان نمونه زماني که‌يک شرکت مي‌خواهد ايجاد شود بايد مرکزي در دانشگاه وجود داشته باشد که کارهاي تکنيکي مورد نياز را ارائه کند. از کارهاي ساده مانند تراش و جوش و قطعه سازي تا کارهاي ديگر بايد ارائه شود. به عنوان مثال در همين حال حاضر من يك پروژه‌ي کارشناسي ارشد را هدايت مي‌کنم که در طول دو هفته 5 پمپ سوزانده يا خراب شد به دليل اينکه دانشجوي من تکنسين خوبي نيست که بداند هر پمپ براي چه کاري مورد نياز است. ما خدمات تکنيکي و کارگاهي و تکنسيني نداريم. بنابراين دانشجوياني که‌اين امکانات را ندارند نمي‌توانند به کار ادامه دهند. اخيراً طبق صحبت‌هايي که با جناب آقاي دکتر بلندي رييس دانشگاه جامع علمي كاربردي داشتيم، به استانداردي در جهان توجه كرديم که نسبت کارشناس به تکنسين بايد يک به ده باشد. پس زماني که شما شرکتي را تأسيس کرديد بايد يک چنين امکانات کارگاهي و همچنين مسئول منابع مالي و تدارکاتي در اختيار آن قرار دهيد. اين تجربياتي است که بايد مدون شود و مرکز رشد به کار بندد. حرکت‌هايي که تا به‌امروز داشته‌ايد قدم‌هاي اوليه‌ است نه قدم‌هاي نهايي.

 

س: نظر شما در مورد تأسيس شرکت‌هاي دانشجويي در مرکز کارآفريني چيست؟

ايده‌ي بسيار خوبي است ولي بحثي که مهم است بحث اجرا است. زماني وزارت صنايع طرحي تحت عنوان انکاباتور مطرح کرد که تقريباَ مشابه ‌ايده‌ي شما بود، اما به دلايلي که بيشتر فکر مي کنم اجرايي باشد علي رغم ‌هزينه‌هاي صورت گرفته و اتلاف سرمايه با موفقيت مواجه نشد. اين ايده‌اي که شما مي‌فرماييد، ايده‌ي خوبي است اما توانمندي اجرا و جزئيات اجرا است که نشان مي‌دهد به نتيجه مي‌رسد يا نه. يک توانمندي اجرايي خوب لازم است. از آن منشي که در آنجا مستقر مي‌شود و ايجاد ارتباط مي‌کند تا کارگاههاي پشتيباني، خدمات و تدارکات بايد کار را به نحو احسن انجام دهند و اگر اين مرکز بخواهد اين ايده را به سرانجام برساند احتياج به‌يک سيستم پشتيباني تحقيقاتي خوب دارد و يک سيستم ارتباط مالي خوب مي‌خواهد. به نظر من ثبت شرکت رسمي انجام ندهيد به دليل اينکه‌ انحلال آن در صورت نياز بسيار مشکل است. اگر شرکتهاي تأسيس شده گسترش پيدا کردند و پيشرفت کردند آن موقع ثبت شرکت صورت گيرد. با استفاده‌از تجربيات ديگران مي‌توان جوانهاي با استعداد کشور را با توان خوب منشاء ايجاد کار تربيت کنيم.

 

س: تعريف شخصي شما از کارآفريني چيست و به نظر شما فاکتورهايي که‌ يک کارآفرين بايد داشته باشد چيست؟

به‌اعتقاد من کارآفريني يعني شما در زنجيره‌ي گردش کالا و خدمات مي‌توانيد يك نقطه‌اي جديد ايجاد کنيد که‌يک بخش ورودي و يک بخش خروجي جديد (كالا يا خدمات جديد) داشته باشد و چند نفراشتغال به کار پيدا کنند. به صورت طبيعي ارزش خروجي بايد بيشتر از ورودي باشد و در اين صورت مي‌توانيم اين اشتغال را يک اشتغال مولد حساب کنيم. با توجه به‌اين نکته کارآفريني را من در واقع فعاليتي مي‌بينم که ‌از منابع موجود استفاده مي‌کند و فرآورده‌ي جديدي ايجاد مي‌کند. اين را بايد تأکيد کنم كه در کشور ما که ثروتهاي خدادادي مانند نفت وجود دارد بعضي از وقتها اشتغال ها اشتغال مولد نيستند. اگر مولد باشد نهايتاَ خودش مي‌تواند کار خودش را بدون هيچ حمايتي ادامه دهد.

 

س: به عنوان مطلب آخر اگر صحبتي‌ هست بفرمائيد؟

آن چيزي که من در آخر تأکيد دارم اين است که بزرگترين سرمايه‌ يک فرد يا يک ملت ديدگاه جهان بيني و شخصيت آن است. در بحث کارآفريني عنصري که بسيار مي‌تواند موثر باشد ديد مثبت به جهان است. زماني که شما مي‌خواهيد حرکتي را انجام دهيد بايد هزينه كنيد و از امکاناتي که در اختيار داريد استفاده کنيد. چه کسي اين کار را انجام مي‌دهد؟ کسي که‌ اميد داشته باشد و اعتماد داشته باشد هزينه‌هايي که مي‌پردازد برگشت هم دارد. به‌اين ترتيب انگيزه‌اي مثبت و روحيه‌ي مثبت به آينده و اجتناب از حرص و آز و طمع براي كارآفريني و ايجاد كار لازم مي‌باشد. حتي در استخدام افراد نيز بسيار کارفرمايان به دنبال افرادي‌هستند که خود حرکت‌زا و حرکت‌آفرين باشند.